یادداشت تحلیلی گفتمانی–انتقادی به مناسبت نخستین رویداد فرصتهای سرمایهگذاری در گردشگری پزشکی اروند؛
غیبت دولت در گردشگری سلامت
«د. بهمن اکبری»
اشاره
گردشگری سلامت در ایران، یکی از ظرفیتهای راهبردی است برای تنوعبخشی اقتصادی، ارتقای برند ملی و ایجاد پیوندهای منطقهای.
با وجود توسعه ظرفیتهای پزشکی و مزیتهای نسبی کشور، این حوزه با نوعی «غیبت دولت» مواجه است؛ غیابی که نه به معنای نبود ساختارهای رسمی، بلکه به معنای فقدان سیاستگذاری، تنظیمگری، هماهنگی و راهبری کارآمد است.
این یادداشت با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، نشان میدهد که چگونه فقدان الگوی یکپارچه توسعه، ضعف تنظیمگری، رهاشدگی نظام سلامت خصوصی و نبود عدالت در دسترسی به خدمات، موجب شکلگیری شبکهای غیرشفاف، ناکارآمد و واگذارشده به دلالان شده است.
پیامد غیاب دولت، تضعیف اعتماد، کاهش کیفیت خدمات، آسیب به برند ملی و تقویت اقتصاد غیررسمی در حوزه گردشگری سلامت است.
- سرآغاز
گردشگری سلامت در جهان یکی از صنایع راهبردی است با رشد شتابان. کشورها با استفاده از مزیتهای پزشکی، خدمات مقرونبهصرفه، کیفیت درمان و سیاستهای تسهیلگر، بازار منطقهای و جهانی را جذب میکنند.
با وجود اینکه ایران از نظر علمی، تخصص پزشکی، تنوع خدمات، هزینه مناسب و موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت بالقوهای در این عرصه دارد، اما ساختار گردشگری سلامت در کشور بهشکل معناداری با بیبرنامگی، آشفتگی نهادی و غیاب سیاستهای عمومی کارآمد مواجه است؛ وضعیتی که میتوان آن را در قالب «غیاب دولت» و فروپاشی کارکردهای دولت در حوزه تنظیمگری و توسعه تحلیل کرد.
- چارچوب نظری: دولت، تنظیمگری و گفتمان توسعه
۲.۱. دولت مدرن و نقش تنظیمگر
برابر نظریه دولت مدرن (وبر، اسکات، رزنائو)، دولتها حداقل سه وظیفه اساسی دارند:
- تأمین امنیت و سلامت عمومی
- سیاستگذاری و تنظیمگری (Regulation)
- توسعه و مدیریت رشد اقتصادی
در حوزه گردشگری سلامت، این سه وظیفه به شکل مستقیم در قالب:
- مدیریت کیفیت خدمات
- کنترل قیمتها و شفافیت
- هماهنگی میان وزارتخانهها
- نظارت بر واسطهها
- حفاظت از حقوق بیمار
- و کنترل استانداردهای درمانی بازنمایی میشود.
۲.۲. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)
بر اساس الگوی لاکلا–موفه، «غیاب دولت» در این حوزه نقطه کانونی گفتمان است و دالهایی چون:
- بیسامانی
- چندصدایی نهادی
- امنیتزدایی از سلامت
- خصوصیسازی افسارگسیخته
- اقتصاد دلالی
- فقدان عدالت درمانی
- پیرامون آن سامان میگیرند.
3- مصادیق غیاب دولت در ساختار گردشگری سلامت ایران
۳.1. فقدان الگوی ملی توسعه گردشگری سلامت
با وجود تدوین برنامههای متعدد، هیچ نقشه راه ملی یکپارچه ای برای این صنعت وجود ندارد.
پیامدهای این غیبت:
- نبود هدف مشخص برای بازارهای هدف
- ناهماهنگی میان وزارت بهداشت، میراث، امور خارجه و بخش خصوصی
- رقابتهای مخرب میان دستگاهها
- سیاستگذاریهای ناپایدار و مقطعی
در چنین وضعیتی، گردشگری سلامت بهجای حرکت در مسیر یک «پروژه توسعه»، به مجموعهای از اقدامات جزیرهای تبدیل شده است.
۳.۲. بازار رهاشده و سلطه دلالان سلامت
یکی از بارزترین تجلیات غیاب دولت در گردشگری سلامت، رها شدن بازار در دست دلالان و شرکتهای غیررسمی است.
از نشانه های این وضعیت است:
- جذب بیماران از مسیرهای غیررسمی
- قیمتگذاری غیرشفاف و گاه چند برابری
- نبود قراردادهای استاندارد
- نبود سامانه رسمی معرفی خدمات
- شکلگیری شبکههای غیرقابل نظارت در مبادی ورودی
این وضعیت، همان «بازار امنیت/سلامت خصوصی» است؛ در گردشگری سلامت این بازار به شکل «بازارهای درمانی غیررسمی» ظهور میکند و جای دولت را میگیرد.
۳.۳. خصوصیسازی افسارگسیخته و فروپاشی عدالت درمانی
در غیاب دولت، بخش خصوصی بی توجه به نظریه عدالت و بدون نظام بازتوزیع بر خدمات درمانی تسلط مییابد. و نتایج آن اینگونه خواهد شد:
- درمان با کیفیت بالا در دسترس ثروتمندان (داخلی و خارجی)
- کاهش کیفیت درمان برای بیماران عادی
- رقابت بیمارستانها برای بستری بیماران خارجی به جای ارتقای کیفیت عمومی
- تعارض منافع بیمارستانهای خصوصی و منافع ملی
این پیامدها در گردشگری سلامت به شکل درمان طبقاتیشده و ناعدالتیهای درمانی ساختاری ظهور یافته است.
۳.۴. بیثباتی کیفیت و استاندارد خدمات
دولت باید تضمینکننده کیفیت باشد، اما:
- استاندارد واحدی برای خدمات وجود ندارد.
- بیمارستانها با سطوح کیفیت بسیار متفاوت عمل میکنند.
- مجوزها تقریباً جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.
- پیگیری منسجمی نسبت به شکایتهای بیماران خارجی وجود ندارد.
- این وضعیت اعتبار برند ملی را تضعیف و اعتماد گردشگر سلامت را از بین میبرد.
۳.5. ناکارآمدی دیپلماسی سلامت
دیپلماسی سلامت باید:
- کانالهای رسمی جذب بیمار ایجاد کند
- همکاریهای منطقهای را سامان دهد
- نمایندگیهای سلامت را در کشورهای همسایه ایجاد کند
اما در وضع موجود:
- سفارتخانهها نقش فعالی ندارند
- تعاملات منطقهای به صورت نظاممند طراحی نشده است
از این رو؛ کشورهایی چون ترکیه، هند، تایلند و امارات با سیاستهای منسجم، بازار منطقه را در اختیار گرفتهاند.
اینها نیز جلوهای است از «غیاب دولت» در سطح بینالمللی.
۳.۶. نبود نظام داده، رصد و پایش
دولت نه پایگاه داده ملی دارد، نه نظام رصد کیفیت، نه نظام پایش گردشگر.
و در نبود داده:
- برنامهریزی ناممکن میشود
- فساد و قیمتگذاری سیاه افزایش مییابد
- بیمار خارجی بهعنوان “منبع پول” دیده میشود نه “شهروند سلامت”
۴. پیامدهای غیاب دولت در گردشگری سلامت
۴.۱. بیاعتمادی و آسیب به برند ملی
گردشگری سلامت بیش از هر چیز بر “اعتماد” استوار است.
چرخه آسیب:
بازار رهاشده → افزایش شکایتها → کاهش نرخ بازگشت → آسیب به اعتبار ایران.
۴.۲. رشد اقتصاد غیررسمی و دلالی
اقتصاد غیررسمی بخش بزرگی از درآمد گردشگری سلامت را جذب میکند؛
دولت و بیمارستانها سهم کمتری دارند، شبکههای واسط بیشترین سود را میبرند.
۴.۳. تشدید نابرابری درمانی
زمان پزشک، ظرفیت بیمارستان و تکنولوژی پیشرفته، بهجای شهروند ایرانی، مصرف بیمار خارجی میشود.
این امر شکاف طبقاتی درمان را افزایش میدهد.
۴.۴. فقدان نظام حقوق بیمار خارجی
فاصله میان نیاز و خدمات، زمینه آسیب به بیمار و بیاعتمادی منطقهای را تقویت میکند.
و کلام پایانی: دولتِ غایب و آینده گردشگری سلامت
تحلیل حاضر نشان میدهد که گردشگری سلامت در ایران نه به دلیل فقدان توان پزشکی، بلکه به دلیل فقدان اقتدار دولت در عرصه سیاستگذاری، تنظیمگری و عدالت دچار بحران شده است.
غیاب دولت از سه مسیر گردشگری سلامت را آسیبپذیر میکند:
- واگذاری میدان به بازار غیررسمی و دلالان
- تضعیف عدالت درمانی و نابرابری طبقاتی
- فروپاشی کیفیت خدمات و ریزش اعتماد منطقهای
و در نهایت، اگر دولت به نقش حاکمیتی خود در توسعه و تنظیمگری بازنگردد، گردشگری سلامت از یک «فرصت ملی» به یک «معضل ساختاری» بدل خواهد شد.

